سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
25
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
خود ودختران خود ; وبنا كردن مروان قصرها را در ذي خشب وصرف كردن أموال در آن از خمس واجب براي خدا ورسول [ ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ] ; وافشاى أو عمل ولايات را در ايل خود وبنى عمّ خود از بنى أمية كه جوانان نوسال وغلمان خردسال بودند وايشان را صحبتي با رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) نبود ونه تجربه به أمور داشتند ; وآنچه واقع شد از وليد بن عقبه برادر مادرى عثمان در كوفه هرگاه كه نماز گذارد چهار ركعت در وقت صبح در حالي كه در سكر بود ودر حالتي كه أو أمير كوفه بود ، وبعد از آن گفت - كساني را كه پسِ أو نماز مىكردند - : اگر خواهم كه زيادة كنم براي شما نماز را ، زيادة كنم ; وتعطيل كردن عثمان اقامه حدّ را بر وليد وتأخير اين معنا از أو ; وعامل نگردانيدن مهاجرين وأنصار را وترك استشاره از ايشان واستغناى أو از ايشان ; وآنچه بود از حمى ( 1 ) كه گِرد مدينه [ را ] گرفته بود ; وآنچه بود از بخشيدن قطايع ( 2 ) وارزاق وعطيات بر قومي در مدينه كه ايشان را صحبت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) حاصل نبود ونه غزا ( 3 ) مىكردند ; وآنچه بود از تجاوز أو از خيزران به سوى
--> 1 . حمى : قُرُق ، علف زارى كه آن را حكّام براي چهار پايان خود از غير منع كنند . رجوع شود به لغت نامه دهخدا . 2 . قطائع : جمع قطيعه ، آنچه از زمين خراج بريده شود ، زمينهاى بدون مالك وغير معمورى كه خليفه يا دولت به كسى مىبخشد تا در آن آبادي وآبادانى به وجود آورد . رجوع شود به لغت نامه دهخدا . 3 . غزا : با دشمن دين جنگ كردن ، جنگ وجدال . اين كلمه به به همين صورت در عربى نيامده است ، ظاهراً همان ( غزاة ) است كه در نظم ونثر فارسي تاء آخر آن را انداختهاند . رجوع شود به لغت نامه دهخدا .